عذاب
فرمتPDF
حجم فایل3.5 مگابایت
تعداد صفحات۱۷۹
سال انتشار
زبانفارسی
آپلودکنندهMohammad Omar Habib

عذاب

نوشته فرانسوا موریاک
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ — (۰ رای)
رایگان فلسفه غرب فارسی

زیمری هر روز صبح از خواب بر می‌خواست و پس از آنکه نمازش را می‌خواند، با بوسه‌ای فابین را بیدار می‌کرد. بوسه او مزه کلیسا، مزه رنج و کدورت را داشت و کودک در چشمان مادرانه او فروغ عجیبی را مشاهده می کرد که به نظرش می رسید از دیاری غریب می آید. بعداز ظهر وقتی از باغ ملی بازمی گشت مادرش وی را برای اجرای مراسم مذهبی موسوم بساعت مقدس به کلیسا می‌خواند. او در این ملاقات به چشم های وی خیره می‌شد. گویی مادرش با خدا روبرو بود، زیرا در سکون و جذبه محض با وی سخن می‌گفت.

دیدگاه‌ها (۰)

⚡ پاسخ‌گویی خودکار با هوش مصنوعی

برای ثبت دیدگاه، ابتدا وارد شوید.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!